تبليغاتX
یِادداشت های معلم
بیان نظرات و دیدگاه های من در زمینه آموزش

اگر در گذشته احساس و تفکر حاکم بر آموزش و بويژه آموزش کلاسيک و رسمی مبتنی بر کلاس های ساکت بود و معلم ها می کوشيدند با حفظ سکوت و آن هم ازنوع مطلق اقتدار خود را نمايان سازند ، به نظر می رسد در ساليان اخير حرکت به سوی کلاس هائی است که سوال و پرسش از سوی فراگيران محور اصلی آموزش قرار دارد. امروزه نه تنها سوال کردن مذموم نيست بلکه بايد بيش از پيش برای فراگيران توصيه شود. اين نوع از آموزش که به درستی يادگيری مشارکتی نام نهاده شده است به تعامل مثبت بين معلم و فراگير بهای بسياری می دهد. بديهی است که سکوت به هنگام تدريس لازم و فراهم کننده بستر مناسب برای آموزش و يآدگيری است . اين مساله نبايد با عدم پرسش از سوی فراگيران خلط شود به نوعی که بعد از مدتی اگر شما هم به عنوان معلم پرسشی را مطرح کنی ، فراگيران به دلايل مختلف از پاسخ گوئی طفره روند. تا جائی که ممکن است به فراگيران خود توصيه به تفکر در مورد مساله و پرسيدن سوال کنيد و اگر اينگونه نبود شما با طرح پرسش آنها را به چالش بکشيد. به آنها بگوئيد که : " کسی که سوال می کند تنها برای چند لحظه نادان جلوه می کند اما او که نمی پرسد برای هميشه نادان خواهد ماند"....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1383ساعت 22:58  توسط دکتر محمد کمالی  | 

یکی از روش های بسیار مهم در آموزش همين آموزش اتفاقی است. بدين معنا که از کوچکترين فرصتی که فراهم می شود بتوانی بهترین استفاده را ببری و آنچه مد نظر است آموزش دهی. تفاوتی هم نمی کند در مدرسه و دانشگاه باشد ، یعنی به صورت کلاسيک يا آکادميک و یا در جامعه و محله و اداره و کارخانه و کارگاه ، مهم این است که بتوانی آموزش دهی. معمولا اتفاقات مختلفی می تواند باعث اين آموزش شود که در بيشتر مواقع انجام يک عمل به صورت نادرست هموار کننده راه برای آغاز آموزش است. مثال نمی زنم ، زيرا فکر می کنم مثاله های متعددی بيادتان آمده باشد....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1383ساعت 23:11  توسط دکتر محمد کمالی  | 

چند ترم قبل در درس روش تحقيق يکی از دانشجويان درهمان چند جلسه اول نشان داد که گويا قصد آمدن سر کلاس را ندارد و اگر هم در کلاس مي آمد به نظرم افسرده و کسل بود . از يکی از دانشجويان کلاس پرس وجو کردم . می گفت اوضاع خوبی ندارد و نگرانی های عمده ای دارد . دل در گرو دانشجوئی ديگر دارد که گويآ خانواده ها هم موافق نيستند و اهرم سربازی بعد از فراغت از تحصيل هم مشکل عمده ای می نمايد. غيبت هايش به حدنصاب می رسيد که از او خواستم با هم گپی بزنيم ، آمد و مفصل صحبت کرديم و مشورت هايي هم به او دادم. کلاس را آمد و نيآمد ولی خب تکليف آخر ترم را هم آورد و نمره را گرفت . از آن جلسه چندين بار ديگر هم به دفترم آمد و بيشتر حرف زد و شنيد. ترم بعد شنيدم که برای آزمون کارشناسی ارشد می خواند ، قانونی هم آمد که اگر شاگرد اول شود از سربازی معاف می شود. باورتان نمی شود ولی او شاگرد اول آزمون شد و هم از سربازی معاف شد، همين الان سر کلاس کارشناسی ارشد نشسته است و گويا ازدواجش هم به سامان رسيده يا می رسد. خيلی اوقات فکر می کنم که اگر آن روز من هم مثل خيلی های ديگر بر حدنصاب غيبت ها تاکيد می کردم و او را رانده بود ، او اکنون کجا بود....

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن 1383ساعت 20:48  توسط دکتر محمد کمالی  | 

عید سعید غدیر بر همه مبارک باد. برای دوستداران علی (ع) این عید از جمله مهمترین اعیاد است. در این باب سخن نمی گویم. خیلی دلم می خواهد که هر شب در قسمت " سخن روز " سایت اصلی خودم پک جمله از امام علی (ع) قرار دهم و اطمینان دارم هیچ گاه تا آن زمان که عمر باشد و توانی برای ادامه این کار از سوی خداوند ارزانی من گردد، سخن کم نخواهد آمد. البته هنوز این سعادت را نداشته ام ، ولی سعی کرده ام که بیش از دیگران از سخنان ارزشمند ایشان سود برم. جمله ای را که برای روز شنبه انتخاب کرده ام ، سخنی بس بزرگ است .
"هر علمی که بر کتابت نيايد ، ضايع گردد. حضرت علی(ع)ء"
آن را به شیوه ای دیگر از پیامبر خدا حضرت رسول اکرم (ص) شنیده ایم که فرمودند : " قید العلم بالکتاب" که علم و دانش را با نوشتن به قید و بند درآوريد. من همیشه در کلاس هايم توصیه ای همیشگی در این باره دارم. بهتر می دانید که فکر و ایده زمانی که به ذهن خطور می کند برای مدت محدودی باقی می ماند و چنانچه آن را ننویسید به سرعت فراموش می شود. برای پیداکردن ایده های پژوهشی و تحقیقی همیشه از دانشجویان می خواهم که هر ایده ای به ذهنشان رسید آنرا فورا" یادداشت کنند ، در غیر این صورت آن را از دست خواهند داد. این مشکل " عدم کتابت " من را بیاد صحبت های بسیاری از کارشناسان خارجی می اندازد که در هنگام بازدیدها یا ملاقات هائی که داشته ایم همیشه سراغ " مستندات " برنامه هائی را که در ایران اجرا کرده ایم ،می گیرند و ما متاسفانه کمتر بدین کار – تدوین مستندات - نائل شده ایم. بارها برای دوستان توانبخشی گفته ام که آن کارهای مهم و گام های اساسی که مثلا در زمینه اجرای " توانبخشی مبتنی بر جامعه " در ایران برداشته شده است اگر مکتوب و مستند می شد ، امروز در کارگاه ها و کلاس های درسی در بسیاری از نقاط جهان می توانست مورد استفاده قرار گیرد . به هر شکل این را هم در این شب عزیز با وام گرفتن از سخنان آن بزرگوار تکرار کردم تا شاید بیشتر بدان بيانديشيم و علم و دانشی را که کسب می کنیم به زیور طبع آراسته کنیم تا انشاالله از ضایع شدن آن جلو گیری کرده باشیم...

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1383ساعت 11:8  توسط دکتر محمد کمالی  | 

شايد برای شما هم پيش آمده باشد که در برخی از کلاس های خود با آزمونی درپايان درس ، سال يا ترم تحصيلی مواجه شده باشيد که سوالات آن از آنچه به شما در طول دوره تحصيلی آموخته اند ، نبوده است. البته گاهی از قبل با دانش آموز يآ دانشجو قرار گذاشته می شود و هر دو طرف از اين موضوع آگاهند ، خب در اينجا گله ای هم پيش نمی آيد. اما گاهی دوستان دانشجو را ديده ام که گلايه های بجايي داشته اند از مواقعی که سوالاتی خارج از مباحث داشته اند . آنچه من تصور می کنم آن است که در ارزشيابی ها بويژه ارزشيابی های پايانی لازم است از همان مطالبی که آموزش داده شده است ، آزمون بعمل آيد. اگر هم بنا بر حل مساله است بايد سوالات به طريق طرح شوند که برای حل مساله نياز به مراجعه به مواد غير درسی و آنچه تا آن زمان آموزش داده شده است، نباشد. هميشه بايد بخاطر سپرد که " ارزشيابی از آموخته های فراگير صورت می گيرد نه از ..."

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1383ساعت 12:0  توسط دکتر محمد کمالی  | 

دیروز به دعوت همکاران آموزش بهداشت در حوزه معاونت امور بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شهيد بهشتی در کارگاهی با عنوان بالا برای دوستان دندانپزشک شرکت کردم. اين همکاران عمدتا" کار آموزش به دانش آموزان و گاه افراد بزرگسال را هم خود برعهده دارند و بر مبنای نياز خود درخواست اين برنامه را داشتند. مباحثی را در مورد ارتباط با تاکيد بر موضوع سخنرانی برای دوستان ارائه کردم و بعد هم چند ايفای نقش انجام شد که با تجزيه و تحليل نقش های ايفا شده توانستيم بازخورد خوبی برای بحث ها فراهم کنيم. در مجموع مطالب خوبی هم یاد گرفتم و دوستان نيز با علاقمندی در مباحث شرکت داشتند. به نظرم همکاران آموزش بهداشتی می توانند کمک مناسبی در اختيار اين قبيل همکارن در ارائه بهتر آموزش ها قرار دهند و خود نيز مطالب و نکات آموزشی مناسبی از آنها فراگيرند، برای من که اين گونه بود.
مجموعه اسلايدهايي را هم که در جلسه ارائه کردم در اين قسمت می توانيد بيابيد....

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1383ساعت 22:18  توسط دکتر محمد کمالی  | 

عليرغم برف سنگينی که در تهران باريدن گرفته بود و اميد ما را برای برگزاری يک مراسم در خور که همه دوستان و شاگردان استاد بتوانند در آن شرکت کنند ، الحمدلله مراسم امروز در حدو اندازه بسيار خوبی برگزار شد. بسياری از شاگردان و همکاران قديمی استاد ؛ استادان دانشکده ، دوستان و اعضاء خانواده ايشان همانطور که قبلا گفته بودم در يک مراسم بياد ماندنی حرمت معلمی را پاس داشتند. فیلمی کوتاه که حاوی مصاحبه با استاد و اعضای خانواده ايشان بود هم پخش شد که تصور می کنم حاضرین را با جنبه های بيشتری از بزرگی روح و منش عالی و اخلاق او آشنا ساخت. توفيق داشتم جند کلمه ای هم در جلسه عرض ارادت کنم و بر يک نکته تاکيد کردم و آن اينکه انشاالله استاد شخصا" يا گروهی از دوستان به تدوين تجربيات ارزنده او بپردازند که خوشبختانه يکی دونفر از دانشجويان سابق در پايان مراسم آمدند و اعلام آمادگی کردند. استادارجمند جناب آقای دکتر عشايری هم سخنرانی بسيار جالبی داشتند و تعبيری را ذکر کردند که به نظرم اوج کار استاد کاملی بود. ايشان گفتند که اقای کاملی چرم را در دستان خود تربيت کردند. بسيار زيباست، بايد از نزديک وهنگام کار کردن استاد با چرم حضور داشته باشيد و هنرمندی او را ببينيد. به هرشکل گفتنی زياد است و وقت من محدود. اميدوارم که هميشه بتوانيم قدردان " معلم " باشيم...
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1383ساعت 23:48  توسط دکتر محمد کمالی  |