باور کنید تقصیر از من نبوده است که امروز اولین جلسه کلاس دانشجویان در سال جدید را برگزار کردیم. کلاس هایم در این ترم برای روزهای شنبه تعیین شده اند و بعد از این کار اجرائی هم که قبول کردم مجبور شدم یکی را هم حذف و یکی را با تاخیر آغاز کنم. تعطیلی دو هفته اخیر در روزهای شنبه باعث شد تا امروز اولین جلسه کلاسی ما باشد. طبیعی هم هست دوستان دانشجو با مقدار قابل ملاحظه ای از فراموشی نسبت به مطالب تدریس شده قبل از عید به کلاس آمده بودند. اصولا نیمسال دوم در دانشگاهها همیشه با این گونه مشکلات مواجه بوده است و واقعا اگر کشور برای این تعطیلی های فراوان - تقریبا دوبرابر میانگین تعطیلات در بسیاری از کشورها- فکری نکند عواقب جبران ناپذیری بدنبال خواهد داشت که می دانیم تا بحال هم ضررهای فراوانی به اقتصاد و فرهنگ و... وارد نموده است. به هرصورت کلاس داری در دوره های کارشناسی ارشد آن هم بعدازظهر ها که کم کم به روزهای گرم هم می رسیم خود حدیث خاصی دارد که بماند تا بعد ا" در موردش حرف هایی بزنیم...
حتما شما هم با من هم عقيده هستيد که از زمان مکتبخانه ها تا امروز و حتی در دانشگاه ها طريقه نشستن در کلاس های درسی خيلی تفاوت نکرده است . هنوز هم به يک شيوه و آن هم روبروی تخته و رو به معلم و استاد می نشينيم تا او چيزی بگويد و يادداشت کنيم و يا ... دوستانی که با درس روش تدريس آشنائی دارن می دانند که شيوه های گوناگونی برای نشستن در کلاس بسته به نوع فعاليت آموزشی و تعداد فراگيران و اهداف درس تعريف شده است. از شيوه نشستن مانند حرف یو در انگلیسی و یا نشستن مانند حرف وی و یا شیوه نشستن به شکل جناغ و یا شیوه گروه گروه ( مانند میزگردهای جند نفره مجزا) و شیوه نشستن حلقوی و دست آخر هم همان شیوه سنتی خودمان می توان به عنوان اصلی ترین روش های چیدن صندلی ها ی کلاس برا ی نشستن نام برد. همه اینها محاسن و معایبی دارند که جای بحث آن در اینحا نیست. شیوه ای که انتخاب خواهید کرد بسته به هدف شما دارد . آیا کار گروهی دارید که باید بحث صورت گیرد ؟ آیا جلسه در مورد موضوع حساس بحث می کند؟ آیا کلاسیک و رسمی است و یا نه رسمیت کمتری دارد؟ تعداد شرکت کنندگان زیاد است یا گروه اندکی در کلاس خواهند بود؟ همه اینها نقشی مهم د رتصمیم گیری معلم ایفا می کند. گفتم تصمیم گیری معلم خاطرم آمد ابتدا باید بپرسم که با توجه به مشکلات موجود در مراکز آموزشی آیا معلم حق دارد که صندلی های کلاس را به دلخواه خود تغییر آرایش دهد؟ جواب من را اگر بخواهید آری است....
ايام رحلت جانگداز پيامبر خدا ، حضرت محمد (ص) و دو تن از فرزندان بزگوارش را امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع) به حضور همه دوستان تسليت و تعزيت عرض می کنم. اميدوارم بيش از پيش در مسير شناخت و پيروی از سيره نبوی گام برداريم .
هميشه برايم اين موضوع مطرح بوده است که بواقع پيامبر (ص) در بين ما ايرانيان کمتر شناخته شده اند و با اينکه هرچه از اسلام داريم همه از وجود نازنين ايشان است ليکن نه در ايام تولد و نه در ايام مبعث پربرکت ايشان و حتی در ايامی مثل امروز هم کمتر به شناخت و آگاهی از سيره ايشان می پردازيم. ديشب در روزنامه جام جم در ويژه نامه " نسل سوم " آن مطلبی بود که بسيار جالب بود و اشاره داشت که عدم شناخت از پيامبر (ص) در جامعه ما با عدم شناخت مداحان از پيامبر رابطه دارد و خوب می دانيد که اين روزها بمراتب بيش از گذشته مداحان جايگاه وسيعی برای خود کسب کرده اند. اگر مطلب را دقيقا" نقل کنم بهتر است: " چند نفر از جوانان ما پيامبر (ص) را می شناسند؟ چرا نمی شناسند؟ چون پيامبر اکرم (ص) روضه ندارند.! با وجود همه احترامی که برای مداحان قائلم ولی بايد بگويم که جوان و جامعه نبايد دين خود را از مداح بگيرد ، بايد از روحانی و عالم دين بگيرد " . البته اينها بخش از مصاحبه مفصل دکتر شيری است که می توانيد مراجعه کنيد و کامل آنرا مطالعه کنيد. بهر صورت آروز می کنم همه ما بيش از پيش به اين موضوع فکر کنيم و با تغيير در شيوه های کنونی به مسير های بهتری از شناخت و عمل به سيره نبوی دست يابيم....
نمی دانم قبلا هم در اين مورد چيزی نوشته ام يا خير ؟ امرو در روزنامه ايران مطلبی در مورد برنامه ريزی ديدم که بسيار ساده بود و کاربردی که در آغاز سال می تواند برا ی همه بويژه دوستان دانشجو مفيد باشد. می توانید آن را تحت عنوان " سالی که نکوست از بهارش پیداست " بخوانيد....
یکی از درس هائی که تدریس می کنم با عنوان " ارتباطات غیر کلامی " است که معمولا آن را برای دوستانی که در صدا و سیما یا در کلاسهای آزاد برای گویندگی و اجرا حاضر می شوند ارائه کرده ام. اغلب کلاس های خوبی از کار درمی آیند بویژه آنها که برای دوستانی از صدا وسیما انجام شده است که خود به غنی کردن مباحث و نیز کارهای عملی کمک شایانی در کلاس نموده اند. در کلاس هاس روش تدریس هم از دوستان همیشه می خواهم که به این موضوع توجه خاصی داشته باشند. ممکن است بسیاری از افراد این گونه تصور نمایند که بیشترین ارتباطات بین افراداز طریق کلامی است لیکن باید خدمت شما عرض کنم که تنها ۷ درصد از ارتباطات بین فردی را به صورت کلامی انجام می دهیم و حدود ۹۳ درصد از ارتباطات غیر کلامی است. خب حالا فکر می کنم به اهمیت این موضوع بیشتر واقف شدید. در کلاس درس بیش از آنکه یک معلم با گفتار خود تاثیر گذار باشد با حرکات و سکنات خود و بویژه تماس چشمی - که خود تعیین کننده ترین امر در ادامه ارتباط بین فردی است - طرز لباس پوشیدن و تون صدا و... بر فراگیر اثر خواهد گذاشت. نوع حرکت کردن در داخل کلاس و زبان بدن او به طرزی بارز بر نحوه ادامه کلاس موثر است. حتما همه شما تا بحال مشاهده کرده اید که گاهی هنوز مدتی به انتهای کلاس مانده است سرو صدای مرموزی در کلاس با حرکت کردن افراد و جابجا نمودن کیف و کلاسور و ... آغاز می شود . این یکی از جنبه های بارز ارتباط غیر کلامی در این هنگام از کلاس درس است که معنی آن این است که ...البته اگر معلم توجه نکند این رفتار غیر کلامی به کلامی تحت عنوان " مرسی " تبدیل می شود. اگر فرصتی در آینده داشته باشم بیشتر در این زمینه صحبت خواهم کرد. دوستان علاقمند می توانند به کتاب هائی که در زمنیه " زبان بدن " نوشته شده است مراجعه کنند. ضمن اینکه اگر علاقمند باشید می توانید یک مجموعه از اسلایدهای کلاسی مرا با عنوان " مهارت های غیر کلامی " دریافت کنید . همچنین مجموعه کاملتری از موضوعات مختلف دراین صفحه در اختیار شماست....
ديروز برای ملاقات با يکی از مسئولين استان تهران به اتفاق رئیس محترم دانشگاه عازم محل کار ايشان شديم. خب هنوز نرسيده بودند ومجبور شديم به همراه عده ای ديگر در سالن جلسات که تقريبا بزرگ و مناسب هم بود منتظر شويم. تصورم اين بود که ايشان هم به آن سالن خواهند آمد. اما بعداز مدتی گفتند برای ملاقات به اتاق ديگری بايد رفت. به سمت آن اتاق در طبقه بالاتر رفتيم. اتاقی در حدود 24 متر که فرش شده بود و فرد ملاقات شونده هم آنجا نشسته بودند. اين جمع هم بايد بعد از درآوردن کفشها وارد شوند و بعد از تبريک سال نو بنشينند. خب اين کار هم انجام شد و چند دقيقه ای نگذشته بود و هنوز پذيرائی هم انجام نشده بود که گروه ديگری آمدند و طبيعی است که از نظر جا دچار مشکل شدند و به صورتی فشرده افراد درکنار هم نشستند. يکی از آقايان گفت اگر به شکل مسجدی پشت سرهم بنشينيد، مشکل حل می شود. واقعا هرچه فکر کردم دليل اين روش را بفهمم عقلم نرسيد جز اينکه همانطور که شايد قبلا هم گفته ام احساس مي کنم برخی از آقايان اين احساس را دارند که هرچه عوامانه تر عمل کنند مردمی ترند و مردمی بودن هم یعني همين رفتار های عوامانه . از خودم پرسيدم که آيا ايشان در طول سال هميشه در همين محل از ميهمانانش استقبال و پذيرائی می کند ؟ البته که جواب منفی است . پس امروز چه شده است ؟ آيا جز اين است که امروز بار عام است و افراد بيشتری خواهند آمد و بيشتر از ما و اين مردمی بودن ما تعريف خواهند کرد؟ خداوند ما را از شر شيطان نفس رها کند ...این جمله را هم از سهراب سپهری برای سخن روز در سایت اصلی خودم انتخاب کرده بودم و دیدم اینجا هم خوبه که استفاده کنم :
بياييد ساده باشيم چه در باجه يک بانک ، جه در زير درخت. سهراب سپهری