سلام. دو شب قبل در وبلاگ اصلی خودم که از سال ۸۰ در آنجا می نویسم مطلبی نوشتم که در زیر آن را می آورم و آن گلایه ای بود از خودم و دوستانم به دلایلی متفاوت که خب می خوانید و ملاحظه خواهید کرد. امروز در قسمت نظرات دیدم که یکی از دوستان گلایه کرده است که نه در آنجا می نویسم و نه در اینجا . خب این هم دلیل منطقی برای هر دو . بخوانید....
امان از دوستانی که براحتی شما را درگیر کار های اجرائی می کنند و بعد شما می مانید و کلی کار و خب از دست دادن آن فضایی که علاقمندش بودید. این کار اجرائی در دانشگاه اینک همان فضا را برایم پدید آورده است که یکی از اصلی ترین نمودهایش را در همین تاخیر درنوشتن و یا بهتربگویم ننوشتن می توانم ببینم. امیدوارم که فرصت بیشتری برای نوشتن پیدا کنم. هرچند ممکن است این نوشته ها مخاطب زیادی نداشته باشد، اما برای خودم ارزش فراوانی دارد چه آنچه را می اندیشم وبدان معتقدم می نویسم و این راهی را که بیش از سه سال است آغاز کرده ام، تلاش می کنم تا در آن ثابت قدم باشم و این برایم ارزش فراوانی دارد.
یک جمله د رکتاب " پیشنهادات یک کتاب جیبیی " هست که هرچند به بحث بالا ارتباط ندارد ولی خالی ا زلطف هم نیست. " پاک و شریف زندگی کن تا وقتی پا به سن گذاشتی و به گذشته نگریستی ، برای بار دوم از آن لذت ببری"
امید که اینگونه باشیم....
هر چه منتظر شدم کسی روز معلم را تبریک نگفت. خب فکر کردم بهتر است من در این روز از همه معلم های خودم از مرحوم پدر و مادرم که اولین معلم های من بودند تا بقیه آنها از معلمین مدرسه ابتدائی تا آخر دانشگاه یاد کنم و به آنها که در قید حیاتند تبریک بگویم وبرای همه آنهائی که در سرای باقی هستند غفران الهی را مسئلت نمایم... بسیاری از دوستان و افراد هم هستند که نقش معلم رسمی را نداشته اند اما در ساعات و لحظه های گوناگون زندگی درس های بزرگی به من دادند که از همه آنها هم سپاسگزارم و قدردان این سخاوت عظیمشان....
حتما تا بحال شنیده اید که می گویند در هنگام تدریس باید حواس بیشتری را درگیر کنید تا یادگیری بهتری صورت پذیرد. اما امشب در مورد استفاده همزمان از دو نیمکره مغز می خواهم بنویسم تا انشالله به آ ن موضوع هم بپردازیم. علت آن چیست. سعی می کنم به طور مختصر اشاره ای داشته باشم.نیمکره های چپ و راست مغز هرکدام ویژگی ها و عملکردهای خاص خود درا دارند. بررسی ها نشان می دهد که نیمکره راست برای فعالیت های هنری/موسیقی / خلاقانه/ شناختی/ عاطفی/ انتزاعی / بیان با چهره / شهودی و درون یابی/تصاویر و رنگها و ادراکی قابلیت دراد . در حالی که نیمکره چپ عمدتا به فعالیت های استدلالی همچون محاسبات/ سخن گفتن /تحلیل علمی /خواندن /نوشتن / نامیدن /نظم دادن / ترتیب دادن/ سوارکردن/ نقادی و سنجش نمودن / ارزیابی و منطق می پردازد.
معلم های خوب همیشه سعی می کنند از فراگیران بخواهنند که از هردو نیمکره مغز استفاده کاری کنند. تحقیقات نشان داده آنان که از یک نمیکره بیشتر استفاده می کنند در مواقع نیاز برای استفاده از نیمکره دیگر با مشکل مواجه می شوند. درصورتی که استفاده همزمان از هر دو نیمکره قابلیت ها را تا ۵ برابر افزایش می دهد. می گویند نیوتن د رهنگام خیال پردازی به قانون جاذبه پی برد. هرچه بتوان از تمرین های تحلیلی / خلاقانه و فعالیت های بیانی در کلاس استفاده کرد یادگیری بهتری رخ می دند. معمولا من در کلاس هایم این موارد را که متذکر می شوم و سعی می کنم یک تمرین خلاقانه - شایدکمی طنزآمیز باشد - برای دانشجویان مطرح کنم. از دانشجویان می خواهم کاربردهای سنجاق قفلی را بنویسند. هرکس بیشتر بنویسد پیش از همه موارد خود را می خواند . جالب است بدانید که تا بحال بیش از ۱۵۰ مورد کاربرد مختلف را نوشته ایم. از سوی دیگر این نکته هم جالب است که اغلب در ابتدای کار نوشتن موارد برای دوستان مشکل به نظر می رسد - حتی برای خانم ها - اما وقتی از آنهامی خواهم که حتی مواردی که به نظرشان مسخره هم می آید بنویسندمثل اینکه موتور ها روشن می شود. البته فقط ۵ دقیقه وقت برا ی نوشتن دارند و کسی که تا به حال بیشترین موارد را نوشته آقایی بودن که ۲۵ مورد نوشتند. در جلسات بعدی کلاس در مورد موضوع مورد بحث از این شیوه یا سایر شیوه ها مثل بارش افکار/طوفان فکری هم استفاده می کنم.
این مقدار فعلا کافی است تا بعد در مورد حواس مختلف درکلاس هم بنویسم....
میلاد اشرف مخلوقات حضرت رسول اکرم محمد مصطفی (ص) و امام جعفر صادق بر همه دوستان و سروران عزیز مبارک باد. امید که از کلام و سیره ارزشمند آنان برای سعادت خویش بهره لازم ببریم....
یکی از معضلات در کلاس درس رویائی شدن فراگیر است. حتما شنیده اید که : "من در میان جمع و دلم جای دیگراست ". این موضوع دو طرفه است و در کلاس درس هم به معلم مرتبط است و هم به فراگیر. حتما برای شما هم تاکنون این موضوع رخ داده است و در برخی کلاس ها که معلم تنها به سخنرانی می پردازد یا صدای یکنواخت و آرامی دارد و یا فضای کلاس مناسب نیست و از نور و تهویه خوبی برخوردار نباشد و موضوع تکراری و کسل کننده باشد و... این رویائی شدن رخ می دهد. البته گاهی در کلام معلم هم می تواند موضوعی مطرح شود که شما را به یاد خاطره یا زمینه ای بیاندازد و شما را از کلاس بیرون ببرد. تمرکزحواس همان قدرمی تواند واقعی باشد که عوامل حواس پرتی واقعیت دارند. یعنی: شما باید بپذیرید که به هرحال، همیشه عواملی حواس شما را پرت می کنند که بعضی ازآن ها منشأ ذهنی و درونی دارند و ازاندیشه ی خود شما ناشی می شوند و بعضی دیگرمنشأ محیطی و بیرونی دارند و از محیط اطراف شما نشأت می گیرند. عواملی مثل یادآوری خاطرات و تخیلات گوناگون وتجزیه وتحلیل مسائلی خارج ازچارچوب موضوع کلاس ازعوامل حواس پرتی درونی و عواملی مانند سروصدا، حضورمزاحم دیگران و آشفتگی مکان تدریس ازعوامل بیرونی به حساب می آیند.به هرحال اقدام برای جلوگیری از رویائی شدن را هم معلم باید انجام دهد و هم فراگیر. برای فراگیر اصلی ترین کار " تمرکز " است. تمرکز واقعی یعنی اینکه ، درهرفعالیت صرفاً به آن فکرکنید و از افکار مربوط به کارهای دیگرآسوده باشید. موفقیت زندگی روزانه ی ما تماماًً به میزان تمرکز ما برامور روزانه ارتباط دارد. اگر شما قادر باشید به هنگام کار فقط روی کارخود، به هنگام حضور در کلاس تنها به موضوع تدریس ُ به هنگام ورزش صرفاً روی انجام حرکات، درهنگام مطالعه فقط روی موضوع کتاب و به هنگام انجام فعالیت هنری ازقبیل موسیقی، نقاشی، خطاطی و . . . به فعالیت هنری خود توجه و تمرکز کنید، عملاً موفقیت شما به میزان چشمگیری افزایش می یابد.