تبليغاتX
یِادداشت های معلم
بیان نظرات و دیدگاه های من در زمینه آموزش

دیشب دانشجویان ورودی سال ۸۱ دانشکده مراسمی برای فارغ التحصیلی خود برگزار کردند. علاوه بر جشن سالیانه که معمولا از طرف دانشگاه برگزار می شود ، معمولا همه ساله دانشجویان دانشکده هم د رمحفلی خانوادگی و در ابعادی کوچکتر این مراسم را برگزار می کنند. امسال برای دومین سال افتخار قرائت سوگند نامه خود را به من سپرده بودند. دوره تحصیل ما در بحبوحه جنگ و ابتدای بازگشایی دانشگاه ها چنین فرصت هائی را فراهم نمی کرد که ما هم جشنی داشته باشیم اما امروز که خاطرات آن سالها را مرور می کنم همدلی و اخوت عجیبی را بین دوستان بخاطر می آورم که شاید بدرستی بگویم که از این روزها خیلی بیشتر بود.  اما نکته زیبائی که علاوه بر همه قسمت های سوگند نامه توجهم را جلب نمود قیدی بود مینی بر تعهد آنان بر قدردانی و اجر نهادن به استادان و معلمان خود آنگونه که شایسته آنان است. در هنگام خواندن این جمله به یاد همه معلمین خود افتادم از مرحوم پدرم که به راستی اولین معلم من بود تا آقای امامی معلم کلاس اولم - نمی دانم اکنون زنده اند یا نه که خداوند در هر دو حال از رحمت خود ایشان را متنعم فرماید - تا دانشجوئی که همین امروز از او نکته ای آموختم و از خداوند خواستم که برای من هم امکان قدردانی شایسته از معلم هایم فراهم کند....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 22:57  توسط دکتر محمد کمالی  | 

از آخرین مطلبی که در اینجا نوشتم یکسال و یه ماه و پنج روز می گذرد . اول اینکه همانطور که در یادداشت های قبلی آمده بود بواسطه کار اجرائی در دانشگاه بواقع امکان نوشتن نداشتم و بعد از مدتی هم که آن مشغله رفع شد کلمه عبور برای ورود به سایت گم شد و تلاش چند باره هم نتیجه نداد و خبری از کلمه عبور و ارسال آن به ایمیل نشد. تا اینکه بالاخره این مهم امروز حاصل شد و کلمه عبور را دریافت کردم و اینک مشغول نوشتن اولین یاداشت بعد از این مدت مدید هستم. البته ارتباطم با اینترنت از طریق سایت شخصی و وبلاگ های دیگرم ادامه داشت، ولی همیشه از فرم و امکانات بلاگفا خوشم می آمد و می آید و شاید این دلیلی است که باز هم دلم می خواهد در اینجا بنویسم. امیدوارم که بتوانم برخی از تجربیاتم را از این طریق انتقال دهم....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 13:4  توسط دکتر محمد کمالی  |