یادداشت زیر را دیشب برای وبلاگ اصلی خودم که چند سالی است در آن می نویسم ، نوشتم. سعید یک معلم بود، معلمی را بیش از هر کاری دوست می داشت و این را از همان روزهای اول آشنائی متوجه شده بودم. سال بعد از آشنائی بواسطه انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها اولین جائی که برای فعالیت برگزید هنرستان پیام شهید بود و من هم یکسال را - البته تنها روزهای پنج شنبه - در آنجا در کنارش تدریس کردم. وبلاگ به یاد برادرم سعید حاصل کار برادرش یاسر است که....
این وبلاگی است که یاسر کاظمی آشتیانی، برادر دوست عزیرم مرحوم دکتر سعید کاظمی آشتیانی به یاد برادرش می نویسد. هفته گذشته با ایمیلی که برایم ارسال کرده بود ، آن را معرفی نموده بود. این روزها هم به میلاد امام زمان (عج) نزدیک می شویم و هم به زمان برگزاری جشنواره بین المللی رویان که یادگار همیشگی اوست و چه سخت در این مدت دوری او را تحمل میکنیم. من بواقع نمی دانم که دوستانش در جهاد و نیز رویان چگونه بدون او محیط آنجا را تحمل می کنند، البته صبری که خداوند در این مصائب عطا می کند ، یارای تحمل را به انسان می بخشد . حال یادداشت های برادرش نیز می تواند گوشه ای از فضیلت ها و ویژگی های بارز او را یادآوری کند و توجه ما را جلب کند به نکات و خاطراتی از او که کم نیست و می تواند سرمشق مناسبی برای دوستان بویژه جوانان باشد. عشق به ائمه و تدین او بسیار بارز بود اما هیچگاه در قید مقدس مآبی و برداشت های قشری از دین گرفتار نشد و روحیه آزادمنشی و آزاد اندیشی او برای همه دوستان مشخص است. در یادداشت اخیر برادرش نیز همین مطلب به خوبی باز شده است که توصیه می کنم آن را مطالعه کنید. جایش در این ایام مبارک - که به همه دوستان هم تبریک می گویم - بسیار خالی است اما یادش همیشه در ذهنم جاری است