ديشب اختتاميه سي و ششمين دوره جشنواره برگزار گرديد و من هم به دعوت يكي از دوستان در آن شركت كردم. هر چند بايد عرض كنم نسبت به مراسم مختلف اختتاميه اي كه قبلا شركت كرده بودم ، آن را متفاوت و بي روح تر ديديم اما نكته اي به ذهنم رسد كه منجر به نوشتن اين يادداشت شد. سوالاتي در ذهنم شكل گرفت كه براستي نسبت سينما با آموزش و بخصوص آموزش و پرورش چيست؟ آيا تنها ساخت فيم هاي آموزشي در اين حيطه مطرح است يا بايد گامي فراتر رفت و حيطه كلي آموزش جامعه را در آن در نظر گرفت؟ شايد آنطور هم كه آقاي جعفري جلوه معاون امور سينمائي وزارت ارشاد معتقد بودند بايد بحث اوقات فراغت را هم در اين حيطه وارد نمود؟ ايا مجموعه مستندات سي و پنج دوره برگزاري جشنواره قابل دسترس است؟ نقش معلمان و دانش آموزان در اين مقوله تعربف شده است؟ حمايتي از اين دسته معلمان بعمل مي آيد؟ آيا بعد از برگزاري جشنواره همگان امكان برخورداري از اين فيلم ها را براي استفاده خواهند داشت؟ شايد پاسخ هائي براي اين پرسش ها مطرح باشد اما به نظرم يك موضوع ديگر هم بسيار با اهميت است و آن اينكه اصولا معلم و دانش آموز ما چه نسبتي با چشنواره دارند؟ اين امر به نظرم خيلي اهميت دارد چه بسيار ديده ام كه فعاليت هاي مختلفي را به اسم و رسم گروه هائي انچام مي دهيم اما هميشه ، تنها كساني كه در اين زمينه هيچگاه به حساب نمي آيند ، آن گروهي هستند كه صاحب عزا هستند. به حافظه خود مراجعه كنيم ازاين مدل رفتار ها زياد سراغ خواهيم گرفت.
به عنوان يك معلم كه رشته تخصصي ام نيز آموزش بهداشت است و اعتقاد به استفاده از وسائل كمك آموزش يكي از اصلي ترين زيربناهاي كاريش مي باشد بايد عرض كنم كه به نظرم پاسخ هاي ممكن براي سولات فوق - اگر وجود داشته باشد- راضي كننده نخواهد بود. براستي چه ميزان امكان استفاده از اين ابزارها براي تدريس در مدارس و دانشگاهها آماده است و چه تعداد از افراد تسلط بر استفاده مطلوب دارند. شخصا شاهد عدم استفاده در بسياري از موارد بوده ام.
به نظرم براي توسعه ابعاد استفاده از امكانات كمك آموزشي ، مهمترين نكته پذيرش اين امر در سطوح بالاي تصميم گيري است. آنجا كه اعتبارات براي موضوعات مختلف توزيع مي شوند ، بررسي هاي دقيق نشان مي دهد كه چگونه از پرداختن به موضوعات اصولي عدول مي كنيم. اگر نگاه به اين موضوع عوض شود، شاهد پويائي و تحول در آموزش نيز خواهيم بود. عرصه هنر مهمترين و برترين جايگاه براي نمايش خلاقيت هاست. اين مسئله نيز بايد در حيطه دانش آموزي آغاز شود تا در دوران جواني و اشتغال به اوج خود برسد. مطمئنم كه فيلمسازان خلاق دانش آموزاني خلاق بوده اند كه معلميني با روحيه خلاق داشته اند. اگر بستر ها را براي حركت در اين مسير فراهم كنيم و از بروز خلاقيت و پرسش در نوجوانانمان نهراسيم ، اميد مي رود كه اينگونه چشنواره ها با پويائي افزونتر ميزبان فيلمهاي بيشتر و بهتر از دوستان معلم و دانش آموز ما خواهد بود....
امروز توفیقی داشتم تا به قم سفر کنم و بعد از مدتی زیارت بارگاه حضرت معصومه (س) نصیبم گردید. در کتابفروشی حرم ، کتاب کوچکی تحت عنوان " رساله حقوق امام سجاد (ع) " جلب نظرم کرد. در موارد بسیاری از حقوق افراد و حتی اعضاء و جوارح در آن بحث شده است و به نظرم آمد بحث حقوق متقابل معلم و شاگرد را برایتان نقل کنم . در این مجال و ابتدا حقوق شاگرد را بیان میکنم تا بعد به حقوق معلم برسیم:
حق شاگرد به استاد این است که بدانی:
۱) خداوند عز و جل بوسیله علمی که به تو داده و تو را قیم و سرپرست شاگردانت قرار داده است؛
۲) و خزائن حکومتی که برویت گشوده است؛
۳) پس اگر در تعلیم و تربیت آنها نیک بکوشی؛
۴) و به آنها خلاف واقع را نگوئی؛
۵) و به آنها درشتی نکنی؛
۶) و ملول نگردانی ، خداوند نیز فضل خود را بر تو افزون گرداند؛
۷) و اگر در نشر علم بر مردم بخل ورزی؛
۸) و یا به هنگام رجوع به تو خلاف واقع گوئی؛
۹) سزاوار است که خداوند عز و جل علمت را از تو بگیرد؛
۱۰) و نورش را در تو خاموش سازد
۱۱) و منزلت تو را از قلبها بیاندازد.