تبليغاتX
یِادداشت های معلم
بیان نظرات و دیدگاه های من در زمینه آموزش
فردا صبح عازم سفری حدودا دو هفته ای به مالزی هستم. مسابقات پاراالمپیک آسیائی در آنجا برگزار می شود و من هم همراه تیم خواهم بود. ممکن است دسترسی برای نوشتن با مشکلاتی همراه باشد که باعث شوم این هم که می نوشتم کمتر بنویسم و از این بابت عذرخواهی می کنم. برای پیروزی دوستان معلول و جانباز ما دراین مسابقات دعا کنید....
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 23:2  توسط دکتر محمد کمالی  | 

ديشب اختتاميه سي و ششمين دوره جشنواره برگزار گرديد و من هم به دعوت يكي از دوستان در آن شركت كردم. هر چند بايد عرض كنم نسبت به مراسم مختلف اختتاميه اي كه قبلا شركت كرده بودم ، آن را متفاوت و بي روح تر ديديم اما نكته اي به ذهنم رسد كه منجر به نوشتن اين يادداشت شد. سوالاتي در ذهنم شكل گرفت كه براستي نسبت سينما با آموزش و بخصوص آموزش و پرورش چيست؟ آيا تنها ساخت فيم هاي آموزشي در اين حيطه مطرح است يا بايد گامي فراتر رفت و حيطه كلي آموزش جامعه را در آن در نظر گرفت؟ شايد آنطور هم كه آقاي جعفري جلوه معاون امور سينمائي وزارت ارشاد معتقد بودند بايد بحث اوقات فراغت را هم در اين حيطه وارد نمود؟ ايا مجموعه مستندات سي و پنج دوره برگزاري جشنواره قابل دسترس است؟ نقش معلمان و دانش آموزان در اين مقوله تعربف شده است؟ حمايتي از اين دسته معلمان بعمل مي آيد؟ آيا بعد از برگزاري جشنواره همگان امكان برخورداري از اين فيلم ها را براي استفاده خواهند داشت؟ شايد پاسخ هائي براي اين پرسش ها مطرح باشد اما به نظرم يك موضوع ديگر هم بسيار با اهميت است و آن اينكه اصولا معلم و دانش آموز ما چه نسبتي با چشنواره دارند؟ اين امر به نظرم خيلي اهميت دارد چه بسيار ديده ام كه فعاليت هاي مختلفي را به اسم و رسم گروه هائي انچام مي دهيم اما هميشه ، تنها كساني كه در اين زمينه هيچگاه به حساب نمي آيند ، آن گروهي هستند كه صاحب عزا هستند. به حافظه خود مراجعه كنيم ازاين مدل رفتار ها زياد سراغ خواهيم گرفت.

به عنوان يك معلم كه رشته تخصصي ام نيز آموزش بهداشت است و اعتقاد به استفاده از وسائل كمك آموزش يكي از اصلي ترين زيربناهاي كاريش مي باشد بايد عرض كنم كه به نظرم پاسخ هاي ممكن براي سولات فوق - اگر وجود داشته باشد- راضي كننده نخواهد بود. براستي چه ميزان امكان استفاده از اين ابزارها براي تدريس در مدارس و دانشگاهها آماده است و چه تعداد از افراد تسلط بر استفاده مطلوب دارند. شخصا شاهد عدم استفاده در بسياري از موارد بوده ام.

به نظرم براي توسعه ابعاد استفاده از امكانات كمك آموزشي ، مهمترين نكته پذيرش اين امر در سطوح بالاي تصميم گيري است. آنجا كه اعتبارات براي موضوعات مختلف توزيع مي شوند ، بررسي هاي دقيق نشان مي دهد كه چگونه از پرداختن به موضوعات اصولي عدول مي كنيم. اگر نگاه به اين موضوع عوض شود، شاهد پويائي و تحول در آموزش نيز خواهيم بود. عرصه هنر مهمترين و برترين جايگاه براي نمايش خلاقيت هاست. اين مسئله نيز بايد در حيطه دانش آموزي آغاز شود تا در دوران جواني و اشتغال به اوج خود برسد. مطمئنم كه فيلمسازان خلاق دانش آموزاني خلاق بوده اند كه معلميني با روحيه خلاق داشته اند. اگر بستر ها را براي حركت در اين مسير فراهم كنيم و از بروز خلاقيت و پرسش در نوجوانانمان نهراسيم ، اميد مي رود كه اينگونه چشنواره ها با پويائي افزونتر ميزبان فيلمهاي بيشتر و بهتر از دوستان معلم و دانش آموز ما خواهد بود....

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 15:32  توسط دکتر محمد کمالی  | 

این یادداشت رو برای شروع ششمین سال نوشتن وبلاگ اصلی خودم " یادداشت های روزانه دکتر محمد کمالی " نوشتم. به نظرم رسید در اینجا هم قرا ر دهم. امیدوارم مفید باشد.
"كمي باور كردنش سخت است اما به قول گزارشگران تلويزيوني مي ريم كه ششمين سال نوشتن در اين وبلاگ رو آغاز كنم. دراين مدت يادداشت هاي كوتاه و بلندي نوشته ام كه مطالب مختلفي را در زمينه هاي گوناگون شامل شده است. بي ترديد بيش از همه به موضوعات توانبخشي و معلولان پرداخته ام كه هميشه در اين سالها دغدغه اصلي من بوده است، هرچند كه مسئوليتي مستقيم هم در آن نداشته باشم.هنوز هم معتقدم با جايگاه استفاده از وبلاگ در موضوعات مختلف اجتماعي ، آموزشي و حتي سياسي فاصله اي بس طولاني داريم. در اين سالها بدين نتيجه رسيده ام كه نوشتن وبلاگ و پاي گذاشتن در دنياي مجازي از همه ساخته نيست. بررسي ها هم اين گونه نشان ميدهند كه شايد ميليونها وبلاگ در پنج سال اخير ايجاد شده اند اما درصد اندكي توانسته اند در مسير خود ثابت قدم باشند و استمرار داشته باشند. سرويس دهنده هاي وبلاگ نيز همه ماهه يا روزانه به عمر بسياري از وبلاگ هاي متوقف شده پايان مي دهند. در اين امر من عنصر نياز را بسيار دخيل مي دانم.از يك سو ‌نياز نويسنده به نوشتن واز ديگر سو نياز خواننده به دانستن. اين باعث مي شود تا فرد علاقمند به گفتن و نوشتن ، بنويسد و دوستي هم بالاخره زحمت خواندن را بكشد. وبلاگ نويسي تغيير مهمي را كه ايجاد كرد، آن است كه فرد حتما براي خواننده رسمي نمي نويسد بلكه در اين فضا آنچه بر دل دارد و در صفحه ياد اندوخته است به فضاي وب منتقل مي كند و خواننده كه در زمان متوقف نيست هر موقع كه بدان دسترسي داشته باشد و علاقه نشان دهد مي تواند آن را مطالعه كند. اين بدان معناست كه وبلاگ - عليرغم آنكه پاره اي آن را روزنامه نگاري مدرن يا نوع شخصي آن مي دانند - وابسته به زمان و مكان مشخصي نيست و حساب و كتاب سود وزيان و منفعت هاي مادي هم بر آن منصور نيست. براي دل نوشتن ، اطلاع رساني و انتشار فكار و ايده ها و.. وي‍‍ژگي وبلاگ است. انتخاب عنواني چون " سردبير خودم " - كار به محتواي آن ندارم- به عنوان يكي از اولين وبلاگ هاي فارسي مي تواند در اين حيطه معنا پيدا كند. در وبلاگ نويسي - حتي اگر آن را روزنامه نگاري پدانيم - تنها تو مي نويسي و همه روزنامه با مسئوليت توست كه منتشر مي شود . از اين رو برخي وبلاگ ها عليرغم داشتن خوانندگان اندك به عمر خود ادامه مي دهند و برخي با داشتن بازديد كنندگان فراوان به سرعت به انتها مي رسند.
خوشحالم كه اين وبلاگ هنوز زنده است و نفس ميكشد و آرزو دارم كه لطف الهي آنگونه مستدام باشد كه قلمي كه بر اين وبلاگ جاري است از خطا مصون باشد و در مسيري بر مبناي حق و براي بهبود وضعيت مردم و توسعه علم و دانش در اين سرزمين ره سپارد... در اين ساعت كه پنجمين سال نوشتن به پايان مي رسد و وارد سال ششم مي شوم لازم مي دانم از همه دوستان كه به من و وبلاگ لطف داشته اند سپاسگزاري كنم و تقاضا كنم مرا از دعاي خيرشان بي نصيب نگذارند ... "
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 21:41  توسط دکتر محمد کمالی  | 

امروز توفیقی داشتم تا به قم سفر کنم و بعد از مدتی زیارت بارگاه حضرت معصومه (س) نصیبم گردید. در کتابفروشی حرم ، کتاب کوچکی تحت عنوان " رساله حقوق امام سجاد (ع) " جلب نظرم کرد. در موارد بسیاری از حقوق افراد و حتی اعضاء و جوارح در آن بحث شده است و به نظرم آمد بحث حقوق متقابل معلم و شاگرد را برایتان نقل کنم . در این مجال و ابتدا حقوق شاگرد را بیان میکنم تا بعد به حقوق معلم برسیم:

حق شاگرد به استاد این است که بدانی:

۱) خداوند عز و جل بوسیله علمی که به تو داده و تو را قیم و سرپرست شاگردانت قرار داده است؛

۲) و خزائن حکومتی که برویت گشوده است؛

۳) پس اگر در تعلیم و تربیت آنها نیک بکوشی؛

۴) و به آنها خلاف واقع را نگوئی؛

۵) و به آنها درشتی نکنی؛

۶) و ملول نگردانی ، خداوند نیز فضل خود را بر تو افزون گرداند؛

۷) و اگر در نشر علم بر مردم بخل ورزی؛

۸) و یا به هنگام رجوع به تو خلاف واقع گوئی؛

۹) سزاوار است که خداوند عز و جل علمت را از تو بگیرد؛

۱۰) و نورش را در  تو خاموش سازد

۱۱) و منزلت تو را از قلبها بیاندازد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 23:2  توسط دکتر محمد کمالی  | 

برای همه دوستان از خدای متعال قبولی طاعات و عبادات آرزومندم. عید همگی مبارک... انشاالله توفیق دیدار رمضان را باز هم داشته باشیم....
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 0:0  توسط دکتر محمد کمالی  |